چهار شنبه سوری
93-12-28 این روزهای آخری اونقدر سرم شلوغه که فرصت آپ پیدا نکردم.... باید اول پست تولدتو میذاشتم...ولی چون طولانیه و الان خسته م و هنوز عکساتو آپلود نکردم اول پست چهارشنبه سوری رو میذارم که البته اینم ناقصه...1 سری عکسم مونده هنوز..اگه تونستم بعدا تکمیلش می کنم.... ایشالله بتونم قبل از تموم شدن امسال تولد 3 سالگیتم بذارم. امسال هم مثل سال های قبل خونه باباجون مهربون و گلمون بودیم... علی هم کلی ترقه و ... خریده بود که تو حیاط با اینکه هوا هم سرد بود.. بازی کردیم و خیلی خوش گذشت... شب هم که بساط آجیل و.... دست بابا جون درد نکنه ... همیشه شرمنده مون می کنه.. و در پی ممانعت گل پسری مبنی بر نرفتن به آرایشگاه(به شکل گ...








